رمان «راز داوينچي» نوشته «دن براون»، همان طور كه خود او پيش بيني كرده بود، تبديل به يكي از بحث انگيزترين كتاب هاي سال شده است. در گفت وگويي از او پرسيدند براي كسي كه با آثار قبلي شما آشنا نيست «راز داوينچي» را چه طور توصيف مي كنيد؟ وي پاسخ داد:« «راز داوينچي» داستان رابرت لنگدن، نمادشناس معروف و قهرمان رمان هاي قبلي من است كه اين بار به موزه لوور فراخوانده مي شود تا يكسري نمادهاي اسرارآميز مربوط به آثار هنري داوينچي را مورد بررسي قرار دهد. با حل اين معما، او كليد يكي از بزرگترين معماهاي تمام تاريخ را كشف مي كند و به همين دليل تحت تعقيب قرار مي گيرد. يكي از ده ها ويژگي اي كه «راز داوينچي» را منحصر به فرد مي كند طبيعت مبتني بر واقعيت اين داستان است. تمامي تاريخچه، آثار هنري، اسناد تاريخي و آيين هاي سري اين رمان واقعي هستند. تا اين كه اين رمزها در برخي از نقاشي هاي مشهور داوينچي برملا مي شود. از بحث انگيز بودن اين رمان ترسي ندارم. رازي كه من فاش كردم، رازي است كه در طول قرن ها به طور محرمانه و درگوشي درباره آن صحبت مي شد.»
دن براون نويسنده آمريكايي متولد سال ۱۹۶۴ است. علاوه بر «راز داوينچي» (مارس ۲۰۰۳) رمان هاي ديگر او كه اغلب در فهرست كتاب هاي پرفروش قرار گرفته اند عبارتند از: «دژ ديجيتالي» (۱۹۹۶)، «فرشتگان و شياطين» (۲۰۰۰)، «نقطه فريب» (۲۰۰۱). رمان «راز داوينچي» كه سي و شش هفته است در رأس فهرست پرفروش ترين كتاب ها قرار گرفته نظر منتقدين بسياري را در موافقت و مخالفت خودجلب كرده، از جمله چاركز مك گرات(Charles McGrath) سردبير The New YorK Times Book Review:در اين دوران حيرت انگيز، گاهي اوقات مردم از خود مي پرسند اگر عيسي مسيح در اين زمان زندگي مي كرد چه كاري انجام مي داد؟ يا با چه اتومبيلي رانندگي مي كرد؟ از خود مي پرسم چه چيزي مطالعه مي كرد؟ احتمالاً «انجيل» و اگر مي خواست با زمانه همگام باشد، «راز داوينچي»، داستان مهيج پليسي «دن براون» را كه از اولين هفته هاي انتشارش در بهار گذشته در رأس فهرست پرفروش ترين كتاب ها قرار گرفت و هنوز همان جا باقي مانده، حتي با وجود اين كه نثر براون به سمت يك نثر سنگين و بي ظرافت تغيير جهت داده است. اين كتاب در عين حال كه خواننده را به خود جذب مي كند، آسان نيست: اين رمان مملو از معماها و رمزهايي است كه بايد حل شوند، بدون اشاره به سخنراني هاي كوتاه متعدد درباره تاريخ هنر و نمادشناسي (iconography). همان طور كه اغلب اين موضوع دهان به دهان مي گردد، فروش «راز داوينچي» همچنان ادامه خواهد داشت. اما در واقع، شما از هياهو، تبليغات و نقدهاي بسيار آن اصلاً نمي توانيد بفهميد كه اين كتاب درباره چيست؟به خاطر كساني كه هنوز در اعماق «راز داوينچي» غوطه ورند، نمي خواهم مطالب بيشتري را افشا كنم، اما بد نيست بگويم كه اين رمان تا حدودي طرفدار تساوي حقوق زن و مرد و جدل هاي ضدكاتوليك است.
اين كتاب مسلم فرض مي كند كه كليسا قرن هاي متمادي به يك لاپوشاني بزرگ مشغول بوده تا يك نكته ظريف و بي نهايت ناراحت كننده مربوط به الهيات را پنهان كند: اينكه مسيح، به جاي مجرد بودن، در واقع متأهل بوده _ و با مريم مجدليه ازدواج كرده _ و پدر يك كودك بوده است، كه تا تأسيس سلسله Merovingian ادامه مي دهد.واتيكان براي يك حمله بزرگ به اين كتاب وارد عمل مي شود، فرقه Opus Dei هم همين طور، شاخه راست تشكيلات كاتوليك كه پاپ فعلي علاقه به خصوصي به آن دارد.وقتي اين كتاب از زير چاپ درآمد، ويليام داناهو آتشين مزاج، رهبر جامعه كاتوليك براي حقوق مذهبي و عرفي و به طور عادي آنقدر آماده بل گرفتن از حتي يك پيشنهاد انتقادي تعصب آميز يا مغرضانه، كجا بود؟ احتمالاً در جاي ديگري آتش به پا مي كرد، يا شايد فكر مي كرد كل اين ماجرا و اين كتاب آنقدر احمقانه است كه ارزش اهميت دادن به آن را ندارد. با تمام اين احوال، «راز داوينچي» يك رمان است حتي با اين كه دن براون در آغاز كتاب طي يادداشتي ادعاي واقعي بودن تمامي تاريخچه، آثار هنري، اسناد تاريخي و آيين هاي سري اين رمان را مي كند.
در هر صورت، به تازگي، فرضيه براون جزو اخبار داغ شده، به خصوص به وسيله شبكه تلويزيوني ABC كه يك برنامه مخصوص به نام «مسيح، مريم و داوينچي»، براساس اين كتاب پخش كرد. اين برنامه كه يك معجون افتضاح بود بيشتر چرنديات پرآب و تاب كتاب براون را به حال خود رها كرد: مثلاً، بحث آيين ايزدبانوي باستاني و بحث آيين افراط پنهاني در مسائل جنسي (با صورت هاي پوشيده با نقاب) كه به افتخار «زنان مقدس» برگزار مي گرديد. (اين كتاب ادعا مي كند كه اين موضوع همان چيزي است كه «تام كروز» در فيلم «Eyes Wide Shut» با آن درگير مي شود. به چه مدرك محكم ديگري نياز داريد؟!) در عوض، «مسيح، مريم و داوينچي» روي جنبه مريم مجدليه تأكيد مي كند كه در واقع سوژه جالبي نيست. اينكه مريم مجدليه يك زن بدكاره نبوده، نكته اي است كه حتي در حال حاضر كليسا هم آن را تأييد مي كند و Pagels و ديگران هم يك روايت از تعاليم گنوسي را به اندازه كافي به عنوان سند و مدرك ارائه كرده اند كه مريم نقشي بسيار فراتر از آنچه در اصول شرعي ايفا كرده بر عهده داشته است. در حقيقت، او از جمله مهمترين حواريون بوده، نزديك ترين آنها به مسيح. فردي كه مسيح به او تعاليم ويژه و محرمانه اي ارائه مي كرد. اما اينك او و مسيح ازدواج كرده بودند يا خير، موضوع ديگري است و در پايان اين برنامه، مجري، با اندوه نتيجه گيري مي كند كه: «ما هيچ مدركي پيدا نكرديم.» و اضافه مي كند: «تمام چيزي كه ما مي دانيم اين است كه اين كتاب يك داستان عاشقانه است.»در حقيقت، اين يك داستان توطئه و تباني است. نكته اصلي، كه در اين نمايش تلويزيوني بي اهميت جلوه داده شده، اما در كتاب به صراحت بيان شده، اين نيست كه چه چيزي حقيقت است يا دروغ، بلكه يك شبكه بزرگ از افرادي است كه مايل نيستند شما از موضوعي خاص اطلاع پيدا كنيد و پيام تعجب آور در موفقيت «راز داوينچي» اين است كه درست زماني كه بنيادگرايي مذهبي در اين كشور در حال ترقي و ظهور است، گويا ميليون ها نفر از مردم هستند كه _ چه از صميم قلب يا به خاطر سرگرمي _ مايلند با همان ترديد و عدم اعتمادي كه نسبت به دولت دارند به يك مذهب سازماندهي شده رو آورند.مي توان استدلال كرد كه اين چيزي بيش از تداوم يك روايت معتبر مذهبي در آمريكا نيست، در كشوري كه هميشه نسبت به سنت ها و درست آييني ها _ و به خصوص نسبت به رم _ بدگمان بوده اند و در جايي كه معتقدند هر كس حق دارد حقيقت را براي خود كشف كرده و تعبير و تفسير نمايد.
اما آنچه در مسائل اعتقادي اين داستان مهيج پليسي متفاوت است عنصر پارانويا و بدگماني است و اين حس كه حتي خصوصيت فردي نيز ممكن است در برابر اغفال و فريب، ديوار دفاعي مستحكمي نباشد.از طرف ديگر، دست كم در روايت براون، آن نظر مطلوب و خوشايند درباره يك مسيح با چهره هاي جديد وجود دارد، مسيحي كه مرد خانواده است. با استنباط از كتاب آقاي براون، او اگر در اين دوران زندگي مي كرد چه نشريه اي را مطالعه مي كرد؟ لابد People. سوار چه اتومبيلي مي شد؟ لابد يك وانت، يك وانت كه جاي كافي براي فرزندانش داشته باشد!؟
منبع: نشريه نيويورك تايمز ۲۳ نوامبر ۲۰۰۳.
اين كتاب مسلم فرض مي كند كه كليسا قرن هاي متمادي به يك لاپوشاني بزرگ مشغول بوده تا يك نكته ظريف و بي نهايت ناراحت كننده مربوط به الهيات را پنهان كند: اينكه مسيح، به جاي مجرد بودن، در واقع متأهل بوده _ و با مريم مجدليه ازدواج كرده _ و پدر يك كودك بوده است، كه تا تأسيس سلسله Merovingian ادامه مي دهد.واتيكان براي يك حمله بزرگ به اين كتاب وارد عمل مي شود، فرقه Opus Dei هم همين طور، شاخه راست تشكيلات كاتوليك كه پاپ فعلي علاقه به خصوصي به آن دارد.وقتي اين كتاب از زير چاپ درآمد، ويليام داناهو آتشين مزاج، رهبر جامعه كاتوليك براي حقوق مذهبي و عرفي و به طور عادي آنقدر آماده بل گرفتن از حتي يك پيشنهاد انتقادي تعصب آميز يا مغرضانه، كجا بود؟ احتمالاً در جاي ديگري آتش به پا مي كرد، يا شايد فكر مي كرد كل اين ماجرا و اين كتاب آنقدر احمقانه است كه ارزش اهميت دادن به آن را ندارد. با تمام اين احوال، «راز داوينچي» يك رمان است حتي با اين كه دن براون در آغاز كتاب طي يادداشتي ادعاي واقعي بودن تمامي تاريخچه، آثار هنري، اسناد تاريخي و آيين هاي سري اين رمان را مي كند.
در هر صورت، به تازگي، فرضيه براون جزو اخبار داغ شده، به خصوص به وسيله شبكه تلويزيوني ABC كه يك برنامه مخصوص به نام «مسيح، مريم و داوينچي»، براساس اين كتاب پخش كرد. اين برنامه كه يك معجون افتضاح بود بيشتر چرنديات پرآب و تاب كتاب براون را به حال خود رها كرد: مثلاً، بحث آيين ايزدبانوي باستاني و بحث آيين افراط پنهاني در مسائل جنسي (با صورت هاي پوشيده با نقاب) كه به افتخار «زنان مقدس» برگزار مي گرديد. (اين كتاب ادعا مي كند كه اين موضوع همان چيزي است كه «تام كروز» در فيلم «Eyes Wide Shut» با آن درگير مي شود. به چه مدرك محكم ديگري نياز داريد؟!) در عوض، «مسيح، مريم و داوينچي» روي جنبه مريم مجدليه تأكيد مي كند كه در واقع سوژه جالبي نيست. اينكه مريم مجدليه يك زن بدكاره نبوده، نكته اي است كه حتي در حال حاضر كليسا هم آن را تأييد مي كند و Pagels و ديگران هم يك روايت از تعاليم گنوسي را به اندازه كافي به عنوان سند و مدرك ارائه كرده اند كه مريم نقشي بسيار فراتر از آنچه در اصول شرعي ايفا كرده بر عهده داشته است. در حقيقت، او از جمله مهمترين حواريون بوده، نزديك ترين آنها به مسيح. فردي كه مسيح به او تعاليم ويژه و محرمانه اي ارائه مي كرد. اما اينك او و مسيح ازدواج كرده بودند يا خير، موضوع ديگري است و در پايان اين برنامه، مجري، با اندوه نتيجه گيري مي كند كه: «ما هيچ مدركي پيدا نكرديم.» و اضافه مي كند: «تمام چيزي كه ما مي دانيم اين است كه اين كتاب يك داستان عاشقانه است.»در حقيقت، اين يك داستان توطئه و تباني است. نكته اصلي، كه در اين نمايش تلويزيوني بي اهميت جلوه داده شده، اما در كتاب به صراحت بيان شده، اين نيست كه چه چيزي حقيقت است يا دروغ، بلكه يك شبكه بزرگ از افرادي است كه مايل نيستند شما از موضوعي خاص اطلاع پيدا كنيد و پيام تعجب آور در موفقيت «راز داوينچي» اين است كه درست زماني كه بنيادگرايي مذهبي در اين كشور در حال ترقي و ظهور است، گويا ميليون ها نفر از مردم هستند كه _ چه از صميم قلب يا به خاطر سرگرمي _ مايلند با همان ترديد و عدم اعتمادي كه نسبت به دولت دارند به يك مذهب سازماندهي شده رو آورند.مي توان استدلال كرد كه اين چيزي بيش از تداوم يك روايت معتبر مذهبي در آمريكا نيست، در كشوري كه هميشه نسبت به سنت ها و درست آييني ها _ و به خصوص نسبت به رم _ بدگمان بوده اند و در جايي كه معتقدند هر كس حق دارد حقيقت را براي خود كشف كرده و تعبير و تفسير نمايد.
اما آنچه در مسائل اعتقادي اين داستان مهيج پليسي متفاوت است عنصر پارانويا و بدگماني است و اين حس كه حتي خصوصيت فردي نيز ممكن است در برابر اغفال و فريب، ديوار دفاعي مستحكمي نباشد.از طرف ديگر، دست كم در روايت براون، آن نظر مطلوب و خوشايند درباره يك مسيح با چهره هاي جديد وجود دارد، مسيحي كه مرد خانواده است. با استنباط از كتاب آقاي براون، او اگر در اين دوران زندگي مي كرد چه نشريه اي را مطالعه مي كرد؟ لابد People. سوار چه اتومبيلي مي شد؟ لابد يك وانت، يك وانت كه جاي كافي براي فرزندانش داشته باشد!؟
منبع: نشريه نيويورك تايمز ۲۳ نوامبر ۲۰۰۳.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 0:8  توسط نارنجی
|


