تبليغاتX
کتاب نارنجی - این همان مارکز صد سال تنهایی ست!؟

کتاب جنجالی مارکز رو خوندم . کتابی ۱۱۷ صفحه ای که با صفحات کوچکی که داره میشه اون رو خیلی سریع تموم کرد.اما اگه بخوام حقیقت رو گفته باشم خیلی از اون لذت نبردم.با وجود حجم کم کتاب خیلی خسته کننده و راکد بود و در طول خواندن کتاب از خودم می پرسیدم "این همان مارکز صد سال تنهایی ست؟!!" شاید اگر کتاب از این طولانی تر بود اون رو به حال خودش رها می کردم.

داستان کتاب راجع به پیرمردی است که تصمیم گرفته در شب تولد ۹۰ سالگی اش با دختری هم بستر شود آن هم دختری باکره و دست نخورده! شاید داستان کتاب همین باشد و بس!

اگر فکر می کنید با خواندن این کتاب "صد سال تنهایی" یا حتی "ساعت شوم" دیگری را تجربه خواهید کرد سخت در اشتباه هستید.هیچ ماکدوندو یا اورسولایی در این کتاب وجود ندارد.شخصیت ها همه شخصیت هایی بی مایه هستند و توانایی پیش بردن داستان را در خود ندارند.فضا های داستان خشک و محدود اند و طراوت در آن ها وجود ندارد.

اما هنوز هم طنز و توصیفات دقیق مارکز را می توان در این کتاب پیدا کرد تا حد اقل ثابت شود که این کتاب توسط مارکز نوشته شده است نه کس دیگر!

به هر حال خواندن این کتاب جنجالی خالی از لطف نیست.اما افسوس عده ای هنوز هستند که با خواندن این گونه کتاب ها که در آن برخی مسایل دینی و اخلاقی رعایت نشده مخالفت می کنند و مانند کبک سرشان را در برف فرو کرده اند. ای کاش آقای وزیر هم کتاب می خواند!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 13:30  توسط نارنجی  |